در تاریخ معاصر ایران، بازار تجملگرایی، شاید هیچگاه به اندازه یکی دو دهه اخیر گرم نبوده است. منظور من از تجمل صرف هزینههای زیاد برای به حداکثر رساندن زیبایی در ظواهر زندگی است. زیبایی تنها یکی از امور ارزشمند زندگی است و مثل هر ارزش دیگری اگر مبدل به مهمترین ارزش زندگی شود، سایر ارزشها را از بین میبرد. به حداکثر رساندن زیبایی نخستین ارزشی را که از بین میبرد، ارزش قناعت معقول و میانهروی خردمندانه در اقتصاد و دخل و خرج یک فرد، یک خانواده یا هر نهاد اجتماعی دیگر است.
اینکه چه دلایل جامعهشناسانه یا روانشناسانهای سبب بروز رفتارهای تجملگرا در جامعه کنونی ایران شده است، فراتر از مجال این نوشتار است. آنچه در نگاه نخست مشهود است، تعارض آشکار تجملگرایی با فرهنگ دینی و ملی ایران است. نویسندگان و عالمان اخلاق درباره اسراف و قربانی کردن سایر ارزشهای زندگی به پای زیبایی تجملی مکررا نوشته و گفتهاند. آثار کلاسیک اخلاق ایرانی- اسلامی ما صفحات زیادی دارد درباره همراه بودن تجملگرایی با صفات رذیلانهای همچون غرور و عجب و فریب و اسراف. علاوه براین در این آثار کم نیستند مواعظ و حکایات اخلاقی که دربرگیرنده فضیلت قناعت و کمتوجهی به ظواهر زندگی مادی و همراهی با اقشار فرودست جامعهاند. در این نوشتار من نمیخواهم درباره رذیلت تجملگرایی و فضیلت قناعت بنویسم؛ بلکه میخواهم تنها به یکی از مخربترین وجوه تجمل که در سالهای اخیر بسیار رواج یافته است، اشاره کنم.
به باور نگارنده یکی از مخربترین جنبههای تجملگرایی در یکی دو دهه اخیر جنبهای است که من نام آن را اخلاق لاکچری» یا اخلاق لوکس» میگذارم. حتی در میان نویسندگان و پژوهشگران عرصه اخلاق نیز کم نیستند کسانی که با مباحث اخلاقی چه در عرصه نگارش و سخنرانی و چه در زندگی شخصی و تعاملات اجتماعی به صورت لوکس برخورد میکنند. این نحوه مواجهه با اخلاق به سلبریتیها یا همان ستارگان هنری و نیز به مردم عادی هم سرایت کرده است و آهسته آهسته به یک بحران در اخلاق مبدل شده است.
اخلاق لوکس را اصطلاحی در نظر بگیرید مانند کالای لوکس، اتومبیل لوکس و خانه لوکس. وقتی صفت لوکس برای خانه و اتومبیل به کار میرود، منظور این است که زیبایی، ارزشهای مهمی را قربانی ساخته تا خود را جلوهگر سازد. کسی که تصمیم گرفته زیباترین خانه محله یا شهر را داشته باشد، برای ساختن این خانه، نه تنها مبالغ زیادی پول را که میتوانست برای مخارج ضروری افراد دیگری هزینه شود، صرف کرده بلکه با این خانه لوکس دارایی خود را به رخ دیگران میکشد و با زبان بیزبانی اگر قصد حقیر شمردن آنها را به سبب نداشتن چنان دارایی و چنان خانه زیبایی نداشته باشد، مسلما قصد تفاخر دارد.
کمترین رذیلت اخلاقیای که در تجملگرایی وجود دارد تفاخر به دارایی مالی است. در برخورد لوکس با اخلاق چه اتفاقی میافتد؟ زیبایی غیرضروری جایگزین بحثها و رفتارهای جدی در اخلاق میشود. قدما نام کتابهای اخلاقی خود را طب میگذاشتند. بدین معنا که با کسب این دانش قرار است دردها و زخمهای روحی آدمی درمان شود. در واقع، اخلاق ضرورت زیستن است و کسب فضایل اخلاقی موجب درمان دردهای شخصیتی انسان و سلامت روان و ایجاد جامعه سالم خواهد شد. ترویج اخلاق و رونق بحثهای اخلاقی یک ضرورت جدایی ناپذیر تمدن است. در عین حال جامعه سالم و متخلق و نیز افرادی که بهداشت روانی دارند و از شخصیت سالم و فضیلتمند برخوردارند، زیبا هم هستند. در واقع، زیبایی محصول ثانوی اخلاق است.
اما برخورد لوکس با اخلاق و البته مباحث اخلاقی این وضعیت را وارونه میکند. بدین معنا که زیبایی مهمتر از سایر مقاصد اخلاقی میشود. نگاه طبیبانه به اخلاق از بین میرود و بحثها و رفتارهایی جایگزین مباحث و رفتارهای ضروری اخلاقی میشود که صرفاً های کلاس» (high-class) هستند. این به اصطلاح باکلاس» بودن رفتار که در گفتارهای عامیانه جوانان امروزی به کار میرود را شاید بتوان با تسامح، دربرگیرنده رفتارهای فضیلتمندانه نیز دانست، اما مهمترین وجه معنایی این ترکیب، پز دادن و به رخ کشیدن یک رفتار نامعمول و تفاخر با آن است؛ این دقیقاً همان چیزی است که از داشتن خانه و اتومبیل لوکس هم به دست میآید.
باید در نظر داشته باشیم که تأکید بر اخلاق لوکس خودش منجر به یک رذیلت میشود. در واقع، اخلاق و ترویج مباحث اخلاقی که باید موجب اصلاح فرد و جامعه شود، سوگمندانه، با اخلاق لوکس موجب به وجود آمدن تفاخر فرد و تحقیر دیگران و افزایش عجب و غرور میشود و بدینسان است که سرکانگبین اخلاق صفرای بیاخلاقی میفزاید. بحران دقیقاً در همین جاست؛ یعنی نقض شدن غرض اخلاق از طریق رواج اخلاق لوکس یا برخورد لاکچری با اخلاق.
مصادیق این نحوه از مواجهه با اخلاق را میتوان در موقعیتهای مختلف مشاهده کرد: عیادتها و کمکهای نوعدوستانه سلبریتیها به سیلزدگان و زلهزدگان که گاه همراه میشود با عکسها و سلفیهایی که نشان از تفاخر دارد نه اعتلای ارزشهای اخلاقی؛ حمایت از محیط زیست و تلاش برای حقوق حیوانات همراه با نادیدهانگاشتن حقوق انسانها در زمینههای اجتماعی؛ تلاش برای احقاق حق و رعایت اخلاق انسانی با ن و کودکان در جامعه همراه با نادیده انگاشتن حقوق همسر و فرزند در خانه؛ مشارکت در کمپینهای جهانی حفظ حقوق گروهها و فارغ بودن از دغدغههای وطنی، اهتمام به عزاداری امام حسین علیهالسلام و توزیع نذورات همراه با بیتوجهی به نظافت خیابان و کوچه و محله، مشارکت در پاکیزه کردن محیط زیست و جمعآوری زباله همراه با استفاده بیرویه از منابع انرژی مانند برق و گاز و بنزین و آب، تأکید بر فرهنگ گفتگو و مدارا و در عین حال تندخو بودن و فحش و ناسزا گفتن و نوشتن، خرید غذا برای حیوانات خانگی و غیرخانگی و فارغ بودن از نیازهای اولیه اقشار تهیدست جامعه.این فهرست موارد بسیار بیشتری دارد که میتوانید در همه جا و همه وقت مشاهده کنید.
در دنیای جدید بسیاری از اصول اخلاقی در صورت حقوق بشر متجلی شده است. حقوق بشر به باور برخی از متخصصان دارای سه نسل است که کشورهای در حال توسعه – مانند کشور ما – با اتخاذ تدابیر اگر موفق به اجرای مفاد هر نسل شوند، جامعه را برای اجرای مفاد نسل بعد آماده کردهاند. نسل اول حقوق بشر دربرگیرنده حقوق مدنی و ی انسانهاست. نسل دوم دربرگیرنده حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است و نسل سوم شامل حقوق جمعی و گروهی مانند محیط زیست و حیوانات میشود. درست است که ما میتوانیم اولویت این سه نسل را نقض کنیم و هر کس برای خود مسؤولیتی تعریف کند که خارج از این اولویت بندی باشد؛ اما باید در نظر داشته باشیم تا زمانی که مسؤولیتهای خود را در قبال امور اجتماعی، ی، اقتصادی و فرهنگی که مستقیما به مسائل روزمره و معیشتی مردم مربوط است به انجام نرسانیم، تلاشهای ما برای به انجام رساندن سایر فضایل اخلاقی که در اولویتهای بعدی قرار دارند، کمثمر خواهد بود.
یکی از شکلهای بسیار رایج مواجهه لوکس با اخلاق، در قالب همین نادیدهگرفتن اولویتها در اصول اخلاقی بروز میکند. نویسندگانی که بیاعتنا به پایمال شدن اصول اخلاقیای همچون وفاداری، راستگویی و اعتماد، تمام هم و غم خود را مصروف چهارپایان و پرندگان میکنند، یکی از مصادیق برخورد لوکس با اخلاق هستند. البته شاید این مسأله دلایل دیگری نیز داشته باشد از جمله اینکه پرداخت هزینه برای یادآوری مشکلات گریبانگیر حیوانات، بسیار کمتر از پرداخت هزینه برای انتقاد و ارائه راه حل مشکلات اخلاقی اجتماعی است. اما باید به خاطر داشته باشیم که اجرای مفاد حقوق بشر نسل سوم نیز که دربرگیرنده حفاظت از محیط زیست و گونههای در حال انقراض حیوانات و جلوگیری از آلودگی طبیعت و . است، همه به سبب حقوق بشر است؛ یعنی در اینجا هم تلاش یک کنشگر اخلاقی در صورتی که نهایتاً موجب حل معضلات اخلاقی و احیای حقوق انسانی نشود، به سرانجام نرسیده است.
به خاطر دارم که در سنین کودکی در ایستگاه اتوبوس کنار پدرم نشسته بودم. مرد جوانی با دوستش درباره آزادی انتخاب سخن میگفت و با بیانی شیوا درباره محترم شمردن حق انتخاب و تصمیمگیری افراد داد سخن میداد. آنقدر بلند صحبت میکرد که همه صدایش را میشنیدند. به محض رسیدن اتوبوس با عجله با دوستش از میان صف بیرون آمد و با زیر پا گذاشتن نوبت همه افراد وارد اتوبوس شد. در اتوبوس مرد جوان نشست و پیرمردی که در آغاز صف بود، جایی برای نشستن نداشت. وقتی درهای اتوبوس بسته شد و ماشین راه افتاد پدرم به او تذکر داد و متأسفانه با پرخاش و فریاد مرد جوان مواجه شد. پدر البته او را به آرامش دعوت کرد و با لحنی که غرور جوانیاش جریحهدار نشود، گفت که سخنان خوبش درباب آزادی اگر توأم با رفتاری هماهنگ نباشد، نه تنها اثری اخلاقی ندارد، بلکه دیگران را به این نتیجه میرساند که هر کس دم از اخلاق میزند از سخنان اخلاقی به عنوان پوششی برای رفتارهای نادرست خود استفاده میکند.
ذکر این مثال ساده برای پرهیز از یادآوری مثالهایی است که گریبانگیر استادان و فرهیختگان و تحصیلکردگان است. متأسفانه همه ما به برخورد لاکچری با اخلاق متهم هستیم. در این میان یکی از تأثیرهای مخرب چنین مواجههای با اخلاق، ددگی عامه مردم از سخنرانان، نویسندگان و مروجان اخلاق است. بارها سخن پدر را از زبان بسیاری از مردم شنیدهام که هرکس بیشتر دم از اخلاق و دیانت میزند نسبت به اخلاق و دیانت عملاً کمتوجهتر از دیگران است؛ و متأسفانه باز هم کم نشنیدهام که میگویند افرادی از این دست، از اخلاق و دیانت پوششی برای خود دوختهاند تا اعتماد دیگران را جلب کنند و با سوء استفاده از اعتماد جامعه هرکار غیراخلاقیای را بتوانند انجام دهند. این هم جنبهای دیگر از مواجهه لاکچری با اخلاق است.
اخلاق کالای لوکس نیست تا با آن خود را صرفاً بیاراییم. درست است کسی که متخلق به فضایل اخلاقی باشد، فردی آراسته به رفتارهای نیکو خواهد شد و به این سبب احترام دوچندان مردم را کسب خواهد کرد اما این کارکرد ثانوی اخلاق است. کارکرد اولیه اخلاق پیشرفت جامعه و امکانپذیر شدن تعاملات انسانی است. اخلاق ضرورت زیستن است و مایه انسجام و عقلانیت عملی جامعه است. تأکید اسلام بر توجه به رعایت فضایل اخلاقی به دلیل فوائدی است که جامعه اخلاقی اذ آن فوائد بهرهمند میشود. در عین حال این تأکیدها همراه است با مذموم شمردن ریا و خودنمایی و تفاخر که متاسفانه در اخلاق لوکس شاهد همین رذایل اخلاقی هستیم.
در ایام محرم و صفر که شاهد گردهمآیی مردم برای پاسداشت سیدالشهدا علیهالسلام هستیم، لازم است به این نکته توجه کنیم که امام حسین علیهالسلام و سایر رهبران دینی ما هدفشان در تمام دوره حیاتشان متضمن پاسداشت فضایل اخلاقی بود. شهادت امام حسین هم در امتداد اهداف عالی پیامبر اکرم یعنی اتمام مکارم الاخلاق بود؛ نه کسب صرفاً تشخص اجتماعی یا بستن پیرایههای زیباییشناسانه به شخصیت خودشان. این مهم مسئولیت خطبا و نویسندگان اخلاق و دین را بیش از هر زمان دیگری سنگین میکند. در کنار یادآوری مسائل تاریخی و ذکر مصیبت شهدای کربلا، لازم است تا به مردم آگاهی اخلاقی داده شود تا ضمن پرهیز از رفتارهایی که از اخلاق یک کالای صرفاً آراینده و لوکس ارائه میکند، همگان در جهت اعتلای بیش از پیش فضایل اخلاقی کوشا باشند.
اخلاق ,اخلاقی ,لوکس ,حقوق ,جامعه ,زیبایی ,با اخلاق ,است که ,اخلاق و ,که در ,فضایل اخلاقی ,اخلاق ضرورت زیستن ,حداکثر رساندن زیبایی

درباره این سایت